عبد الله احمديه
53
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
* بيمار ششم در ارديبهشتماه سال 1332 در خيابان ژاله در منزل آقاى فاتح به عيادت بانو پوران س ، خانم جوانى كه از اصفهان براى معالجه به تهران آمده بود رفتم . معاينه اين خانم فوق العاده ضعيف و لاغر بود . قادر به حركت نبود به قسمى كه ديگران او را از پهلوئى به پهلوى ديگر مىگرداندند . در واقع همه از او دست شسته بودند . زبان قرمز و خشك ، و پوشيده از بارهء سفيدرنگ بود و ورقهاى از صفرا روى آن ديده مىشد كه دلالت بر نابسامانى معده ، كبد و رودهها مىكرد . شكم برآمده بود و نفخ و اتساع داشت . بويژه رودهها سست و تنبل بودند ( Atonie ) . بدين جهت به درستى قدرت دفع محتواى خود را نداشته و كاملا تخليه نمىشدند . ازاينرو مقدارى مدفوع در روده باقى مىماند ، تجزيه و تخمير مىگشت و ايجاد سمومى مىنمود كه جذب بدن شده و باعث لاغرى و عوارض ديگرى مىگرديد . بيمار اضطراب داشت و قلب او متلاطم و سوداوى بود . مىگفتند ميزان قند او در حد بالاست . درمان در چنين مواقعى تخليه روده از اهم معالجات است ، زيرا تا رودهها به كار نيفتند و اين كانون فساد برچيده نشود هر دستورى كه داده شود موقتى و بىفايده خواهد بود . چون طبيعت اين بيمار را « گرم و حرارتى » تشخيص دادم لذا نسخه زير را برايش نوشتم : 1 - تنقيه از شكر سرخ 5 ، گل خطمى 2 ، گز علفى 5 و تاجريزى 4 ل . 2 - جوشانده از پوست ريشه درخت توت سفيد ( در رفع عوارض عصبى و مرض قند مفيد و مؤثر است . )